وبلاگ اتباکس

۱۳ نکته‌ای که می توان با از دست دادن شغل یاد گرفت


این پست ترجمه یک داستان روایت شده توسط Bianca Mendez و شامل نکته‌هایی هست که یاد گرفته:

سال گذشته، وقتی شغلم رو از دست دادم، تنها فکری که به ذهنم می‌رسید این بود که چقدر بد شد. خیلی عجیب بود که یک روز قبل سر کارم بودم و تمام مدت استرس این رو داشتم که چطور لیست کارهام رو تموم کنم، ولی امروز باید وسایلم رو جمع می‌کردم و از اون‌جا می‌رفتم.
از اون زمان تا الان ۵ ماه گذشته و با وجودی که هنوز کار جدیدی پیدا نکردم، ولی چیزهایی رو یاد گرفتم که به من کمک می‌کنه روحیه خوبی داشته باشم. از دست دادن شغل، همیشه ناراحت کنندست، شاید این نکات به شما هم کمک کنه.

۱- اشکالی نداره که گاهی به زندگی‌مون استراحت بدیم.

اولین روزهای بعد از بیکاری، از نظر روانی خیلی بد بود. سردرد داشتم و چشمهام از گریه‌های گاه و بی‌گاه، قرمز بود. مغز من هنوز سعی می‌کرد اتفاقی که افتاد رو درک کنه و به همین دلیل نمی‌تونستم رو چیز دیگه‌ای تمرکز کنم. حتی تلفن‌ها و ایمیل‌هام رو جواب نمی‌دادم. هیچ ایده‌ای نداشتم که از دست دادن یه شغل می‌تونه اینقدر دردناک باشه. « همه ما وقتی چیزی رو از دست میدیم، نمیتونیم باورش کنیم. چون دوست نداریم قبول کنیم که بعضی چیزها از کنترل ما خارجه. »
بعضی از افراد نیاز دارن تا زمانی رو صرف تجدید قوا کنن، در حالیکه گروهی دیگه، ترجیح میدن به سرعت کار جدیدی رو شروع کنن. هر کاری کنین که فکر می‌کنین حال شما رو بهتر میکنه، ولی سعی کنید مدت استراحت رو خیلی طولانی نکنید.

۲- همه چیز خیلی خوبه تا زمانی که دیگه این‌طور نیست.

در مدت بیکاریم از آزادی جدیدی که به دست آورده بودم استفاده کردم. بعضی از روزها تا ۱۰ صبح می‌خوابیدم، تمام روز تلویزیون تماشا می‌کردم و استرسی نداشتم، ولی برای کسی که نیاز به هدفی تو زندگیش داره، همه این چیزها به سرعت خسته‌کننده شد.

۳- شما اولین و آخرین کسی نیستید که شغلش رو از دست داده.

وقتی که بالاخره این واقعیت رو قبول کردم و دست از تنبلی برداشتم ( که حدود یک هفته طول کشید)، به دوستانم ایمیل زدم و از آن‌ها راهنمایی خواستم. همه از من حمایت کردند و تجربه‌های خودشون رو در این مورد برایم نوشتند، که باعث شد در این شرایط احساس تنهایی نکنم.

امروزه، از دست دادن شغل، خیلی بیشتر اتفاق می‌افته، از افراد در مورد تجربه‌های مشابه بپرسید و این که چطور با این شرایط کنار اومدن. در این وضعیت، رویداد‌های جمعی و شبکه‌سازی میتونه خیلی مفید باشه، صحبت با آدم‌های دیگه انگیزه لازم برای شروع دوباره رو به شما میده.

۴- برنامه روزانه شما برای مدتی به هم میریزه.

خیلی عجیب بود که هر روز صبح، مثل بقیه آدم‌ها از خواب بیدار نشم و سر کار نرم. وقتی که این همه زمان خالی دارید، چه کاری میکنید؟ برای من خیلی مهم بود که برنامه روزانه‌ام رو مثل زمانی که سر کار میرفتم تنظیم کنم. یعنی ساعت ۷:۳۰ از خواب بیدار بشم و تا ۹ در دفترم باشم. ولی قسمت سخت ماجرا این بود که چطور تا ساعت ۵، خودم رو مشغول نگه دارم. باید روزمه‌ام رو به روز می‌کردم و دنبال شغل جدید می‌گشتم. پیدا کردن جایی که بتونم با آرامش و بدون حواس‌پرتی به این کارها برسم هم تا مدتی برای من سخت بود.

۵- باید کاری رو انجام بدید که شما رو خوشحال میکنه.

در طول زمانی که رزومه‌ام رو تنظیم می‌کردم و درخواست شغلی می‌فرستادم، تصمیم گرفتم از این فرصت استفاده کنم و به باشگاه ورزشی برم. ورزش کردن، بخش زیادی از استرس‌های روزانه من رو کم کرد و باعث شد تا در طول هفته هدفی داشته باشم. سعی کنید در مدت بیکاری، کارهایی رو انجام بدین که همیشه بهشون علاقه داشتید، یا میتونید کار داوطلبانه انجام بدین تا روحیه بهتر و احساس مفید بودن داشته باشید.

۶- زمان‌هایی میرسه که فکر می‌کنید هیچ‌وقت شغل دیگه‌ای به دست نمیارید.

بیشتر روزها، من انگیزه زیادی برای پیدا کردن موقعیت‌های جدید داشتم. ولی وقتی چندین روز می‌گذشت و جواب ایمیل‌هایی که داده بودم رو دریافت نمی‌کردم، حس می‌کردم که دیگه شانسی ندارم. همیشه به خودم می‌گفتم که دارم تمام تلاشم رو میکنم، با این وجود باز هم ناامیدی باعث میشد که هر لحظه به فکر تمام کردن جستجو برای شغلی جدید باشم.
بهترین درمان برای این شرایط اینه که کارهای ساده‌ای رو به لیست وظایفتون اضافه کنید، مثل مرتب کردن خونه یا خرید کردن. با انجام دادن این کارها، به خودتون اعتبار بیشتری بدید که کاری رو تموم کردید. این باعث میشه تا احساس بهتری پیدا کنید.

۷- دوستان و خانواده شما از همه مهم‌ترند…

افرادی رو پیدا کنید که به شما بازخورد مثبت میدن و ازشون بپرسید که چه چیزهایی رو به عنوان نکته قوت شما میبینن. خانواده و دوستانم در این مدت کنار من بودن و برای ادامه مسیر، به من انگیزه میدادن.

۸- … پس با اون‌ها مهربون باشید.

اما بعضی از روزها، دلم میخواست که به طرفشون کفش پرتاب کنم چون مدام از من میپرسیدن که شغل جدیدی پیدا کردم یا نه. مراقب این روزها باشید، اون‌ها فقط میخوان به شما کمک کنن و کنارتون باشن، ولی نمیتونن بفهمن که شما چه حسی دارین.

۹- از دست دادن شغلتون باعث میشه قدر چیزهایی که دارین رو بیشتر بدونین.

من یه آدم مجرد بیست و چند سالم، خوشبختانه کسی از نظر مالی به من وابسته نیست و خانواده‌ای دارم که اگه نیاز داشته باشم من رو حمایت میکنن. وقتی که ناامید شدید، به خودتون یاد‌آوری کنید که چه چیزهای مثبتی تو زندگیتون دارین و قدر اون‌ها رو بدونید.

۱۰- قراره برای مدتی عصبانی باشید.

روزهایی رو یادمه که به شدت از دست خودم عصبانی بودم. شاید اگه بیشتر تلاش می‌کردم، وقت بیشتری میگذاشتم یا بیشتر لبخند میزدم، هنوز سر کارم بودم.
وقتی دارین به خودتون سخت میگیرین، به این فکر کنین که تحت اون شرایط، بهترین کاری که میتونستین رو انجام دادین، از خودتون بپرسین که از این تجربه چه چیزهایی میتونم یاد بگیرم. برای مقابله با این عصبانیت میتونید یه کار آرامش‌بخش انجام بدید، مثل نوشتن یا نقاشی کردن.

۱۱- به همه چیز شک میکنید.

وقتی بیکار بودم، سعی میکردم نسبت به شرایط دید مثبتی داشته باشم، همه چیز درست میشه، مطمئن هستم که تا ماه دیگه، شغل جدیدی رو پیدا می‌کنم. ولی این‌طور نبود. فراموش کرده بودم که رقابت تو این زمینه چقدر زیاده و با هر پاسخ منفی‌ای که دریافت می‌کردم، اعتماد به نفسم کمتر می‌شد. به این شک میکردم که توانایی‌هام تو این زمینه کافی هست یا نه و این که تجربه‌های من، تا چه حد مورد نیاز شرکت‌ها و افراد جدیده و نگران این بودم که زمان مصاحبه، حرفی برای گفتن به اون‌ها نداشته باشم.

۱۲- باید در مورد مهارت‌هاتون خلاقیت داشته باشید.

بیکار شدید؟ مشکلی نیست. از چیزهایی که سر کار قدیمیتون یاد گرفتید استفاده کنید و برای یه کار جدید مثل آموزش یا مشاوره، درخواست بدید. با این روش هم از مهارت‌های گذشته خودتون استفاده کردید و هم تجربه‌ جدیدی پیدا میکنید.

۱۳- با وجود همه این حرف‌ها، این شرایط میتونه تجربه مثبتی برای شما باشه.

نکته مهمی که از همکارانم یاد گرفتم این بود که از دست دادن یه شغل، میتونه تجربه آموزنده‌ای باشه، مخصوصا زمانی که شما جوون هستید و جای زیادی برای رشد دارید. برای من، این فرصت باعث شد تا کارهای دیگری رو به صورت آزاد و خلاقانه انجام بدم و تجربه بیشتری کسب کنم و اهداف کاری خودم رو جدی‌تر دنبال کنم. متاسفانه، در اقتصاد امروز، ممکن هست که دوباره خودم رو در این شرایط ببینم، ولی اگر این اتفاق افتاد، میدونم که انتظار چه چیزهایی رو داشته باشم و چطور دوباره خودم رو بالا بکشم.

 

ترجمه شده توسط اتباکس از Self

نظر شما چیه؟



آرمین

سلام خیلی این متن به من کمک کرد چون منم کارمو از دست دادم یعنی خودم استعفا دادم بیشتر از این بابت ناراحتم که خودم این شرایط رو ایجاد کردم و باعثش شدم. همکارام محیط کاریم و همه اینا وقتی تو ذهنم میاد ناراحتیم بیشتر میشه ولی با خوندن این متن وشرایطش که اکثرا مثل شرایط من بود آروم شدم درس گرفتم چقد از دست دادن یه کار میتونه آدمو اذیت کنه خلاصه ممنون بابت این متن خیلی بهم انرژی داد….


ایرانی

من همین امروز بیکار شدم هنوز توی شوکم خدا کمکم کنه شما هم دعا کنید…


حسین

اینا همش فقط در‌حد حرف هستش…..هرکسی که شغلشو از دست میده که امیدوارم هیج‌وقت اینچنین نباشه.مطمئنم شرایط های متفاوتی واسه هر نفر اتفاق میفته..اینکه مثلا گفته شده دوستان و‌خانواده مهمتر هستند..متاسفانه ن برای هرکس…اتفاقا در این مورد هستند بسیار خانواده ها‌و دوستانی که وقتی فرد شغلشو‌از دست میده سریع خودشون را میکشن کنار که درگیر مسائل مالی و اقتصادی و روحی روانی اون فرد نشن..یا اینکه فرد در موقع بیکاری حاصل از دست دادن شغلش چنان بیمار میشه که همه این گزینه ها خنده دار به نظر برسه…در کل از دست دادن شغل یعنی از دست رفتن امنیت مالی.و بدون امنیت مالی یعنی استرس.اضطراب .ترس.بی حوصلگی و‌تمام اینا کمر ادما میشکنه تا به زانو در بیاد ادم‌ و‌بریزه بهم…تمام

چرا از اتباکس استفاده کنیم؟

ساخت رزومه در ۱۶۰ ثانیه

رزومه بسازید، نمونه‌کارهای خودتون رو منتشر کنید و فرصت‌های جدید پیدا کنید.